ضربان تاریک

ضربان تاریک

شعرها و داستانهای من
ضربان تاریک

ضربان تاریک

شعرها و داستانهای من

Empty


در فضای ذهن من

طوفان اوتنَپیشتیم برپاست 

طوفانی هلاکت بار

در میان جیغ ها و گریه های مردم اغشته به موج

همه اغشته به گناه اخلال مفاهیم

بی گناهان نیز قربانیان ان هیولای افکار مارگون پیچیده

چه عاصی با چه سر دردی

غریو موجهای خروشان عرصه عصیان

از این رفتار پر تزویر

از این خود خواهی بی دین

می دانید ز بی ثباتیهای این دنیای موهوم اندیشه چه کرده ام ؟

پس از قتل عام کافران و بی گناهان جهان پوچ ذهن خود 

دستانم را تا به ارنج فرو بردم در قعر سکوت

و نشستم در ورطه نیستی

بر ساحل دنیایی خالی ز هرفکری

و می دانید چه شد ؟

بی هیاهو بود شب

ولی زمزمه  انگیزه هایم می رفت تا اعماق نبود

نیست شد در دستانم غم

بی حرمت شد سکوت

سردتر شد تن افکار من 

چون روزها بود که مرده بود

در زیر موجهای عصیان طوفان من

************************

ضربان تاریک

زمستان  1393 

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد