ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
تندیس خوشبختی
تن بی جان تو را
در نبض رگ پنجره ها می بینم
آینه ی شووم شکست
خشک شد سالهای عمرم
سایه ی محو تو - ماند
بر روزنه ای در راه حیات
اکنون
نور - تهی می تابد
بر حجم هیچ
زندگی پر شده از هیچهای رسته
دفن خواهم کرد- رویا را
در زیر تل خاکستر هنری که آفریدم یک عمر
نقشها و رنگها و تندیسها می سوزد
بی فرصت و بی چون و چرا - می گویم
خواهم کشت خود را
در خاطر آینده ی نسلی
که نداند
ما چه کشیدیم ز زجر .
*******************
در هم آوایی و همراهی با خاطر خودکشی هنری استاد بهمن محصص سروده شد.
ضربان تاریک(رامبد.ع.ف)6.27.2018
مردمی گرفتار
پایان خودشان را تجربه می کنند
اینبار انقلابی نمی میرد
انسانها منقلب میشوند
همه چیز می میرد
شفیره ای متولد میشود که دیگر کودک علیلی نیست.
********************************************
ضربان تاریک(رامبد.ع.ف). 6.25.2018
به این باغ اگر می آیی
من من در آن روییده
آهسته بیا - آهسته
من میدانمدر بیرون این باغ زمهریراست
که چشمان تورا به دنبال شعله های آفتابین گرمای گلم
به میان دروازهای این باغ هدایت می کرد
اما - آرام و آهسته بیا
تا که نشکند شیشه ی نازک اعتماد این باغ قشنگ
اگر آمده ای آگاه بیا
تا لگدمال نشود رویاها
منی روییده - سخت و کوچک - بر زمین نمناک
پر گلم- تازه و رنگم سرخ است
اگر ریشه کنی -گل سرخم را
خود میمیری
در خواب اسفبار سنگین دل این باغم
آنگاه نیزه ها ی تیز و بافته های آهن
میروید در مرز دلم در باغم
فرار میشود بهترین رویایت
تمام میشود
انگیزه ی این آرامش
آسمان تیره و رگبار شدید می آید
می شکند سرها را
و تو را خواهد کشت بی امان در دل باغ
خود پشیمان خواهی شد
از حضورت در این گورستان
به هزار دعا و دخیل بر درختان عشق و آسایش
هیچ آفتابی نخواهد تابید
رنگها تیره شود در دل باغ
مرداب شود رویاها
تو در مرگ درون این باغ
تا ابد اسیر قیر سیاه نفرت خواهی شد.
*******************************
با نگاهی براشعار سنگ مزار سهراب بزرگ
ضربان تاریک(رامبد.ع.ف)6.24.2018