| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
1-تمامی محتوای وبلاگ شخصی ضربان تاریک با هدف داستانویسی و شعر در گستره ادبیات پارسی نگاشته شده اند و موضوعات و حوادث و شخصیتها کاملن خیالی یا افسانه ای هستند و شخص رام دایمون (ضربان تاریک) به عنوان شاعر و نویسنده ی کامل شعرها و داستانها و منظومه ها -هیچ گونه هدف دیگری را از جمله سیاسی و اعتقادی را در نگاشته های ادبی خود دنبال نمیکند .
2- تمام حقوق اشعار و داستانها برای شخص حقیقی رامبدعبدی فخرایی با تخلص (ضربان تاریک و رام دایمون) محفوظ بوده و هر گونه استفاده از متنهای داستانی و شعر و نامها- باید در هماهنگی با ایشان صورت گیرد و هرگونه سوء استفاده از جمله برداشتهای مستقیم یا محتوایی و داستانی یا شعری در هر رسانه ای چه چاپی و چه تصویری و چه مجازی- مورد پیگرد قانونی قرار گرفته و حقوقش برای نویسنده حقیقی محفوظ است.
3- شخص رامبد عبدی فخرایی متخلص با نام (ضربان تاریک و رام دایمون) به عنوان نویسنده حقیقی خود را متعهد به رعایت قواعد و اصول در جمهوری اسلامی ایران میداند.
4- وبلاگ تالار سرخ تحت نظارت وبلاگ ضربان تاریک و شخص حقیقی ایشان اداره میشود.
5- از تاریخ 14دی ماه 1400 شمسی معادل با 4ژانویه2022 میلادی - تخلص شاعر و نویسنده رامبد عبدی فخرایی از ضربان تاریک به رام دایمون تغییر یافت .
آدرس کانال تلگرام :https://t.me/zarabanetarik
آه ای رسای فراموشی
گویم از آن روز که نمایان کردی
سه رخ خویش را
***
ای فراموشی های گذران
تمام زندگیم را
آنگاه که از زهدان زروان
هر چند ناپاک
یا هر چند پاک
خزیدیم از ژرفای تاریکی بر خویش
از گردن آویختیم طناب پیچاپیچ را
به روشنایی روزهای هورشیدِ پدر
و در سرای بی انتخاب این جهان شگرف
مقدر شدم بر تقدیر
و دوخته یافتم تقدیری را بر پیشانی خویش
آه ای سرزمین روان شده در تنم
که با مارشهای نظامی و سیلابهای خون و غیرت
و فرامین مقدس
اجین شده ، مرا پیموده اید
ای رنگه های رنگین کمان انگ ها
که در آسمان زیبایی خیمه نزدید و فرو ریختید
بر آرمانهای بشری
تا سینه های سوخته ما را
با نشانه هایتان بیالایید
افکارمان را عقیم و مسخ گردانید
در بدبختی ها ما را ندای تناسخ دهید
ای فراموشیهای مقدس طلاکوب
فتح کنید ما را
***
ای فراموشخانه های زندگی ما
خانه ها ، سکون لوس سکونت
روان اسیر در قفسهای زر اندود
یا سیاه دخمه های خانواده
خانه کرده اید ،چه ویرانه
ما را تسخیر کردید
خانه های ما
قانون های هرزه گر خاندان ها
چه شوم یافته ایم ما تربیت را
از هرزه گاهی در آن سوی کار و سجده گاه
بغض های پدر شده
و آن آوای سنگ شده ونوس مادر
معبدهای سیاه شده
از عروسک فرشتگان رازآگین
کاهن پدر و کاهن مادر
که ما را پیوسته در گاهای زندگی
به نفرین سرنوشت سپرده اید
و فرموده به کارهای عبث طاقت فرسا
که ما را هماره
در سخت کوشی روح نیفزودید
چون زاد و ولد نو رسیده ای
که هستیم هنوز
بعد از دهه ها
بیهوده راه ها
ما را فراموشی
خواهران سرنوشت باید
در زندگانی اجباری
***
ای فراموش راه انتها
مرگ که تو راست
هم رزم عاشقانه ی محو شدگی های اعظم
روح متبلور نیستی
در دلهای زمین
آنکه آخرین چهره را در ما بر می انگیزی
آخرین پرده را می افکنی
آرزوهای ما را در گذر هموار می کنی
ای فراموشی ابدی
در این آخرین دم
تلمبار شده ی آوارهای بی کسی
آه که هستی نیستی تو
بیش از بودن تو
ما را مسخر نموده است
حضور آی در این وهله فراموشی
تا یاد آوریم همرهی تو را
سپس نیستی را در بکشیم
آغوشش را
*******************
رام دایمون (رامبد عبدی فخرایی)13.10.1404
چنین گفتا آن ایزد پنهان
"دنیا دار مکافات است
غره مشو جانا
که من آن ایزد رجمم ، بسان رعد می تابم
اگر روزی زندگی دادم
به روز رحم
ستانم آن نفسهای تو را هر دم
به مهر، آن روزگاران را همی سازم
نه گرد خیل دشمنی هایت
گر با زبان مار
زهر میپاشی
به فکر دندان افعی من باش"
*****************
رام دایمون (رامبد عبدی فخرایی)
بازه زمانی 1400 تا 1401